محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

361

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

امّا ما هم‌اكنون نمىخواهيم در مورد ملاحظات گسترده به اين نحو بايستيم ، با اين عقيده كه اين بخش از مسئله در ساده‌ترين و عادلانه‌ترين حالاتش اقتضا مىكند كه ما به عين عبارت مراجعه كنيم . حقيقت مطلب اين است كه وقتى قرآن را مىخوانيم ، به خوبى روشى را مىبينيم كه با آن روش تكليف اخلاقى را فرض و واجب مىشمرد ، قانع مىشويم سخنى كه اين تكليف از آن نشأت مىگيرد ، تركيب استوارترى دارد تا اين‌كه به اين صورت بسيار متفاوت منجر شود كه برخى از مردم مىخواهند ، به خورد ما بدهند . جز اين‌كه اگر ما قبل از آن ، به مقايسهء برخى از عبارات كتاب مقدّس بپردازيم كه ميراث مسيحيّت توانسته است آن را حفظ كند ! كه به يقين اين مقايسه كار سودمندى خواهد بود ، زيراكه به استخراج مفهوم قرآنى در اين موضوع ، با امتيازى كه از نظر تركيب و غنا دارد ، به ما كمك مىكند « راه و روش توجيه كتابى » . بايد نخست به عهد قديم مراجعه كنيم و نوع كيفرها و مجازات‌هايى را كه براساس توصيه‌هاى الهى مطرح كرده است ، مشاهده كنيم « 1 » و برخى از فقراتى را كه بسيار نادرند ، كنارى بگذاريم ، و آنچه را كه اشاره‌اى به خير اخلاقى واقعى دارد ، پيدا كنيم ، سپس به كيفيّتى بنگريم كه علّت اين اوامر و دستورها را بيان مىكند . بنابراين ؛ موقعى كه خداى سبحان به نخستين خانوادهء انسانى ، جريان ميوهء حرام را هشدار مىدهد ، مىگويد : « امّا ميوهء درختى را كه در وسط بهشت بود ، خداوند فرمود : از آن بخوريد و آن را دست نزنيد تا نميريد . » « 2 » ، و موقعى كه بزرگ‌ترين پسرش ؛ قابيل قاتل برادرش هابيل را مخاطب مىسازد ، مىگويد : « اكنون نفرين شده‌اى تو از زمين . . . هروقت زمين را به كار بندى غذاى خود را به تو نخواهد داد ! » « 3 » . و موقعى كه زمين پس از مدّت‌ها فاسد مىشود و به وسيلهء طوفان مجازات مىشود ، خداوند

--> ( 1 ) - به‌طور مثال : « براى ما نيكو خواهد بود ، در صورتى كه همهء اين وصايا را حفظ كنيم . . . » ( سفر تثنيه ، اصحاح 6 - جملهء 25 ) و مثل : « زنهار كه مبادا به برادر مستمندت بد نگاه كنى ، كه خطايى است بر تو » ( سفر تثنيه ، اصحاح 15 - جملهء 9 ) . ( 2 ) - سفر تكوين ، اصحاح سوم ، جملهء 3 ، اين را با عبارتى كه در سوره‌هاى بقره ( 2 ) آيهء 35 و اعراف ( 7 ) آيهء 19 آمده است ، مقايسه كن : « وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ . » ، يعنى : به آدم گفتيم تو و همسرت در بهشت ساكن شويد و هرچه مىخواهيد از نعمت‌هاى آن گوارا بخوريد ، ولى به اين درخت مخصوص نزديك نشويد كه از ظالمان خواهيد شد ! ( 3 ) - همان : 4 / 11 - 12 .